پنجشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۷ 24 May 2018
تماس با ما دربارۀ ما پیوندها RSS
 
 
یادداشتی مقایسه ای برای دو فیلم جریانساز
 
 
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۰۷:۳۲
۰
 
به گزارش خبرگزاری بیان ما به نقل از رجانیوز - محمدصادق باطنی: "ولی نکته همینجاست... ما در گوشه هر خیابانی و در هر خانه ای گناهی می بینیم... و فقط تحملش میکنیم... چون عادی شده... ولی دیگه نه... من یه الگو خواهم بود... و کاری که من کردم موشکافی میشه و بررسی میشه و پیروی میشه..."
 
دیالوگ فوق بخشی از آخرین دیالوگهای «جان دو»، قاتل زنجیره ایِ فیلم معروفِ «Se7en» است. جاییکه جان دو (با بازی کوین اسپیسی) بعد از کشتن 5 نفر از نمایندگانِ 5 گناه بزرگ، خود را به دست پلیس سپرده و با دو کارآگاه نقش اول فیلم در حال رفتن به سراغ موقعیت قتل دو نفر باقیمانده است تا کلکسیون مقتولانِ گناههای 7گانه را کامل کند.
 
حرفی که دیوید فینچر (کارگردان) و اندرو کوین واکر (نویسنده) در دهان جان دو گذاشته اند، حرفی بسیار مهم است که در روزهای اکران فیلم «هفت» در سال 1995 بحثهای متعددی را بین مخاطبان امریکایی و جهانیِ این فیلم راه انداخت. عده ای فیلم را به خاطر ترویج خشونت و رفتارهای غیرقانونی تقبیح می کردند و عده ای دیگر هم با پیام فیلم همراه شده بودند و به موعظه خود و دیگران برای بازگشت به اخلاق و انسانیت می پرداختند.
 
اما چه موافق فیلم بودی چه مخالف آن، تو هم داشتی در پازل «جان دو» بازی می کردی؛ چرا که اساساً همه این کارهای او هم برای همین بود. برای همینکه آسیبی عادی شده را طوری فریاد بزند که دوباره بر سر زبانها بیافتد و مورد موشکافی و بررسی قرار گیرد.
 
بعد از اکران فیلم هفت، هیچ آمار رسمی خبر از گسترش خشونت و رفتارهای غیرقانونی در برابر آسیبهای اجتماعی نمی داد. اما نگاه مخالفان فیلم پیروز شده بود و به خاطر جلوگیری از ترویج خشونت، فیلم هفت هیچ جایزه مهمی را از هیچ جشنواره معتبری از جمله اسکار دریافت نکرد. اما هفت، آنقدر در جامعه مخاطبانش تاثیر گذاشت که تقریبا 10 برابر بودجه اش یعنی حدود 300 میلیون دلار در دنیا فروش کرد و هم اکنون با میانگین نمره 8.6 از 10 با بیش از 1 میلیون و 100 هزار رأی، 22امین فیلم محبوب مخاطبان در سایت IMDb است.
 
این روزها به بهانه جشنواره فجرِ ایران دوباره یک فیلم در گوشه ای دیگر از جهان، بحثهایی از جنسِ هفتِ فینچر راه انداخته است. این بار در «لاتاریِ» «محمدحسین مهدویان» (کارگردان) و «ابراهیم امینی» (نویسنده)، موسی به عنوان یک رزمنده قدیمیِ دفاع مقدس و یک مربی عدالتخواه امروزی، ناامید از مسیرهای قانونی، خودش به دفاع از ناموس وطن برخواسته است و برای یادآوری امورِ عادی شده، به دبی رفته است تا با خشمی برخواسته از غیرت ملی، ارزشهای فراموش شده را به هموطنان و دولتمردانش یادآوری کند.
اما به نظر می رسد این بار هم مخالفان فیلم موفق شوند و نگذارند کارگردان لاتاری، جایزه ای از میدان نبرد فجر به دست آورد. اما آنچه مهم است پیروزی موسی در صحنه نبرد است. چرا که فریادِ خشمش کارگر افتاده و این روزها هرجا می روی سخن از موشکافی و نقد و بررسی رفتار موسای لاتاری است.

 
 
کد مطلب : 7867
Share/Save/Bookmark
 
 
 
 
 
 
 


ارسال