پنجشنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۹۷ 26 April 2018
تماس با ما دربارۀ ما پیوندها RSS
 
 
 
تاریخ انتشار : شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۳۵
۰
 
پیامبر را هم نقد کنید اما حسن روحانی را نه !

#قسمت_اول

🔰 آقای روحانی درسخنان اخیرش درحالی که قصد داشت معصومین را از نقد شدن استثنا کند، به ناگاه فرمان را چرخاند و مدعی شد که نقد معصومین از جمله رسول خدا و آخرین حجت خدا هم جایز است:

«ما با انتقاد مخالف نیستیم. همه باید انتقاد شوند، استثنا نداریم. همه مسئولان در کشور قابل نقدند، ما در کشور معصوم نداریم. حالا یک وقتی امام دوازدهم اگر ظهور کرد، تازه آن وقت هم می شود نقد کرد. پیغمبر هم به مردم اجازه نقد می‌داد، ما که بالاتر از مقام پیامبر نداریم! وقتی پیامبر صحبت می کرد، طرف بلند می شد می گفت، أمن الله او منک؟ یعنی حرفی که می زنید نظر خودتان است یا خدا به شما وحی کرده؟ اگر پیامبر می گفت از طرف خداست، می پذیرفت واگر می گفت از طرف خودم هست، طرف انتقاد می کرد، نمی پذیرفت می گفت من قبول ندارم. ما در حکومت معصوم هم نقد داریم...»

در تعجبم!

هرچند «تئوریزه کردن لزوم انتقاد از امام معصوم» از کسی که از عاشورا حسینی درس مذاکره گرفته، صلح تحمیلی به امام حسن (ع) را یکی از موفق ترین الگوهای مدیریتی می داند و امام رضا (ع) را امام مناظره و مذاکره می خواند، جای تعجب ندارد.

اما در پاسخ به این نگاه آقای روحانی چند نکته گفتنی است:

1 . داستانی که آقای روحانی از نحوه برخورد یکی از صحابه با رسول خدا (ص) نقل می کند، مربوط به مواجه حباب بن منذر است که در جنگ بدر، تدبیر جنگی رسول خدا در خصوص محل فرود آمدن لشگر را نمی پسندید و برای همین از رسول خدا پرسید که این تاکتیک اتخاذ شده، فرمان شماست یا وحی خداست؟ آیا اگر از نظر تدبیر جنگی، جای دیگری شایسته باشد می‌توان منزل کرد؟ مطابق نقل سیره ابن هشام، رسول خدا پاسخ دادند که امر الهی در کار نیست و می توانید طور دیگری رفتار کنید که حباب تدبیر جنگی دیگری را پیشنهاد داد و رسول خدا آن را پذیرفت.

این داستان که پایه استدلال آقای روحانی در خصوص جواز نقد معصوم بر آن نهاده شده، تنها دربرخی کتب تاریخی اهل سنت مانند سیره ابن هشام نقل شده است و به همین دلیل، در خصوص صحت آن بین اساتید تاریخ اختلاف نظر وجود دارد.

2 . اینکه رسول خدا در برابر اعتراض یکی از اصحاب خود سکوت می کند یا انتقاد او را می پذیرد، به معنای درستی رفتار آن فرد نیست. بلکه مطابق تفسیر برخی علما، پذیرش انتقاد و نظرات مخالف اصحاب، بیشتر از باب تربیت آنها برای پذیرش انتقادات و نظرات مخالفی بود که با آن مواجه می شدند.

از این منظر وقتی نگاه می کنیم، باید بگوییم که اتفاقا صبر رسول گرامی اسلام در برابر انتقاد یکی از صحابه، از باب تربیت آیندگان بود تا 1400 سال بعد، در مثل امروزی وقتی آقای روحانی که لباس منتسب به رسول خدا را به تن دارند، در کسوت ریاست جمهوری در برابر منتقدان خود با شرح صدر بیشتری برخورد کنند و آنها را کم سواد، بی دین، حسود، افراطی، بی شناسنامه، جیب بر، قانون شکن، کاسب تحریم، بیکار، مستضعف فکری، دنیا ندیده، متوهم، بزدل، دین نشناس، پرادعا، تخریبگر، اهل تفرقه، مستحق رفتن به جهنم، فاسد، عقب مانده، ترسو، کور، تازه به دوران رسیده، عصر حجری، هوچی باز، تازه انقلابی، کودک خطاب نکند و ایشان را به جهنم حواله ندهد.

ظاهرا روحانی انتقاد از پیامبر خدا (ص) را هم جایز می داند اما درباره خودش، هیچ نقدی را بر نمی تابد.

3 . بدیهی است که فعل یا تقریر معصوم تنها در صورتی می تواند محل استدلال قرار گیرد که دلیل آن مشخص باشد. مثلا در تاریخ داریم که فردی در حضور جمع به امام صادق (ع) اهانت کرد و در مقابل اتهام ریا و دزدی به امام معصوم، نه تنها شاگردان که حضرت خودشان هم متعرض این شخص معاند نشدند و هیچ برخوردی با او نکردند. آیا با توجه به این و مطابق استدلال آقای روحانی، می توانیم نتیجه بگیریم که پس دهن دریدگی و پرخاش نسبت به امام معصوم جایز است؟!

این در حالی است که در موردی دیگر، معصومین در برابر انتقاد بی جای طرف مقابل خود، واکنش های تندی نشان داده اند. آیا روحانی در نهج البلاغه نخوانده که وقتی اشعث بن قیس به هنگام سخنرانی امیرالمومنین (ع) در مسجد کوفه، به یکى از مطالب حضرت اعتراض کرد و گفت این سخن به زیان توست، نه به سود تو؛ امام نگاه تندی به او کرد و فرمود: «چه کسى تو را آگاهاند که چه چیزى به سود، یا زیان من است؟ لعنت خدا و لعنت لعنت کنندگان، بر تو باد اى متکبّر متکبّر زاده، منافق پسر کافر...» آیا آقای روحانی نمی داند که پیامبر خدا (ص) فرمان قتل و تبعید «حَکَم» را به جرم توهین آن ملعون به پیامبر صادر کرد؟! (الاصول ستة عشر، ص19)

🔺#✏️حمید_رسایی
 
کد مطلب : 7193
Share/Save/Bookmark
 
 
 
 
 
 
 


ارسال