چهارشنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۷ 25 April 2018
تماس با ما دربارۀ ما پیوندها RSS
 
 
 
 
تاریخ انتشار : شنبه ۲۵ فروردين ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۰۶
۰
 
تاریخچه مبعث حضرت رسول اکرم (ص)

حضرت رسول اکرم (ص) از کودکی به واسطه پاکی درون و بیزاری از محیط فاسد آن زمان مکه، میل به تنهایی و گوشه گیری از شهر و دیار خود را داشت. ایشان پس از ترک شام و بازگشت به مکه، هر روز به کوه حرا می‌رفتند؛ در آنجا به مشاهده آثار زیبا و رحمت الهی پرداخته و شگفتی‌های هستی را نظاره می‌کردند.

آسمان‌ها، دشت‌ها، بیابان‌ها، خورشید و ماه و ستارگان را از نظر گذرانیده و هرچه بیشتر در قدرت و عظمت خداوند یکتا که این جهان و تمام موجودات آن را آفریده بود غرق می‌شدند؛ پس از تفکر و تعمق در این زیبایی‌‎های هستی، ساعت‌‌ها به عبادت و پرستش پروردگار یکتا می‌پرداختند.

در تاریخ ۲۷ رجب سال چهلم عام‌الفیل بود که ایشان طبق معمول در غار حرا مشغول به تفکر و عبادت بودند. در آن زمان ایشان ۴۰ ساله بودند و خداوند که ایشان را صاحب پاکترین قلب‌ها می‌دانست، درهای رحمت خود را به رویشان به طور کامل باز گشود. جبرییل از آسمان به نزد وی فرود آمد و در غار حرا شروع به صحبت کردن با آن حضرت کرد.

جبرییل به ایشان گفت بخوان! و پیامبر مات و مبهوت همراه با کمی هراس گفتند چه بخوانم؟ جبرییل پاسخ داد: بخوان، به نام پروردگار عالم که تمام جهان را آفرید و انسان را از نطفه خلق کرد. بخوان که خداوند بزرگ با قلم دانش خود به انسانی که هیچ چیز نمی‌دانست بسیار چیزها آموخت.

حضرت رسول اکرم (ص) هر آنچه جبرییل گفت را تکرار کرد. اولین آیات سوره علق بر او نازل شدند. سپس جبرییل پس از انجام ماموریت خود و رساندن ایشان به مرتبه گرانقدر پیامبری، به آسمان‌ها و نزد خداوند بازگشت.

حضرت محمد (ص) پس از این واقعه بر اثر مشاهده بزرگی و عظمت خداوند از هوش رفت. پس از به هوش آمدن به سمت خانه خود از سراشیبی کوه به پایین سرازیر شد، در حالی که از ابهت و شکوه الهی دچار تب و لرز شده بود و همزمان نیز از تکذیب شدن این واقعه توسط قریشیان نگران بود.

پس از رسیدن به منزل، همسرشان خدیجه علت دیر برگشتن ایشان را جویا شد، پیامبر در جواب گفت: مرا بپوشان. احساس خستگی و سرما می‌کنم، زیرا آنچه امشب اتفاق افتاد خارج از درک و تحمل من بود. خداوند مرا به پیامبری برگزید.

همسرشان بسیار شاد شده و در حالی که ایشان را می‌پوشانید گفت: من از مدت‌ها قبل این موضوع را می‌دانستم. می‌دانستم که تو با سایر انسان‌ها فرق داری و منتظر این روز بودم و همین حالا در حضور خداوند بزرگ به پیامبری و نبوت تو شهادت می‌دهم و ایمان می‌آورم. بدین ترتیب همسر پیامبر اولین کسی بود که با ایشان بیعت کرد.

پس از آن پسر عموی ایشان علی (ع) بود که در جریان نبوت ایشان قرار گرفت؛ یک روز حضرت علی (ع) در خانه پیامبر بودند و دعوت ایشان را بلادرنگ قبول کردند. بدین گونه بود که نبوت پیامبر اسلام (ص) با همراهی این دو تن و یاری آنها آغاز شده و زمینه‌ساز شروع دوره‌ای جدید در تاریخ بشریت شد.
 
کد مطلب : 9025
Share/Save/Bookmark
 
 
 
 
ای سینه ی مجروح ما مجروح طول غیبتت / در بعثت جدت همه چشم انتظار بعثتت
ای سینه ی مجروح ما مجروح طول غیبتت / در بعثت جدت همه چشم انتظار بعثتت
ای سینه ی مجروح ما مجروح طول غیبتت / در بعثت جدت همه چشم انتظار بعثتت
 
 
 
 


ارسال